حرفهای من

خرید بک لینک

مادر که می شوی انگار گاهی قلبت جایی در بیرون سینه ات می تپد.❤ حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:04

چند وقت پیش صبا برای اولین بار گفت که میخواد تنها توی هال بخوابه. شاید برای من که با کوچکترین صدا بیدار میشم وخوابم به هم میریزه نبودن بچه ها توی اتاق بهترین گزینه است اما نمیدونم به خاطر شرایط روحیم بود یا چیز دیگه ولی شدیدا دلم گرفت.اینکه دیگه داره بزرگ میشه داره مستقل میشه وبه زودی از ما جدا میشه اشکم رو در آورد. شاید استقلال بچه ها یه زمانی آرزوی پدر ومادر باشه اماجدایی اونا از آدم و رفتنشون واقعا غم انگیزه. فکر کنم دارم دچار بحران میانسالی میشم.باید یه فکری به حال خودم بکنم. حرفهای من...ادامه مطلب

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:04

طبیعیه گاهی واسه یه سری چیزا دلت تنگ بشه؟

دلت تنگ بشه واسه وقتی مامانت با شونه موهات رو شونه می‌کرد ومحکم می بافت .دلت تنگ بشه واسه بودن تو خونه خواهرت اون وقتا که بچه هاش کوچیک بودن وخبری از عروساش نبود . دلت تنگ بشه واسه وقتایی که آقا جون صبح های زود آفتاب نزده میرفت سرکار. دلت تنگ بشه...

حرفهای من...

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:04

شاید عجیب باشه ولی من از صبا خیلی چیزا یاد گرفتم.خیلی جاها صبا اعتماد به نفس منو برد بالا .خیلی جاها بهم قوت قلب داد .خیلی جاها بهم مشاوره داد.کلا از بچگی خیلی حس بچه بودن نسبت بهش نداشتم انگار دوستمه نه دخترم . بعصی جاها خطاها مو گوش زد کرد .جدیدا احساس میکنم وسایل وعلایق صبا علایق منم هست. امروز احساس کردم با رنگ مورد علاقه صبا چه آرامشی میگیرم.خوبه که داره منو عوض میکنه.ما دوتا باهم بزرگ شدیم. دختر خوشگل من صبای کوچولوی من امسال ۱۵ سالش شده.باورم نمیشه انقدر زود بزرگ شد .بهش گفتم ۱۸ سالگی میذارم اینجا رو بخونه . ۳ سال دیگه ۰❤ حرفهای من...ادامه مطلب

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 8 شهريور 1403 ساعت: 15:31

شاید عجیب باشه ولی من از صبا خیلی چیزا یاد گرفتم.خیلی جاها صبا اعتماد به نفس منو برد بالا .خیلی جاها بهم قوت قلب داد .خیلی جاها بهم مشاوره داد.کلا از بچگی خیلی حس بچه بودن نسبت بهش نداشتم انگار دوستمه نه دخترم . بعصی جاها خطاها مو گوش زد کرد .جدیدا احساس میکنم وسایل وعلایق صبا علایق منم هست. امروز احساس کردم با رنگ مورد علاقه صبا چه آرامشی میگیرم.خوبه که داره منو عوض میکنه.ما دوتا باهم بزرگ شدیم. دختر خوشگل من صبای کوچولوی من امسال ۱۵ سالش شده.باورم نمیشه انقدر زود بزرگ شد .بهش گفتم ۱۸ سالگی میذارم اینجا رو بخونه . ۳ سال دیگه ۰❤ حرفهای من...ادامه مطلب

ما را در سایت حرفهای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 14:41

صفحه بندی