نمیدونم چرا هر وقت دلم میگیره وناراحتم دوست دارم بیام اینجا حرف بزنم.بعد از مدتها امروز تو اداره دوباره یه یک سری اتفاقات افتاد که اعصاب منو به هم ریخت .توی این سالها به این نتیجه رسیدم که خودم باید حال خودم رو خوب کنم و توی مشکلات غوطه ور نمونم. اما امروز باز حالم گرفته شد و چون کسی نبود که درد دل کنم وخالی بشم اومدم اینجا .
دوباره یه سری خاطرات گذشته رو خوندم و آخرش به این نتیجه رسیدم که ما بدتر از اینا رو هم گذروندیم پس بی خیال بابا .این نیز بگذرد حرص نخور حرفهای من...
ما را در سایت حرفهای من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 38