کمتر از ۲ ماه - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:34
از طبقه پایین صدای بکش واکش میاد .فکر کنم خانومه داره جهیزیه شو میبره.۲ ماه نشد ب.ن:ان شاالله فردا دیگه خلاص هورا...
... - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
سال نو وروز مادر وتولد حصرت زهرا(س) برهمگی مبارک ب ن:یه خط نوشتم شیش بار گوشی از دستم افتاد ۰بیست بار سپهر از سرو کولم بالا رفت چند بارم سوال وجواب صبا...شلوغ شدم اساسی
همسر جان - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
الان سپهر خوابه میخواستم یه پست دیگه بذارم .همسر جان نشسته زل زل منو نگاه میکنه به نظر شما میشه اینجوری پست درخصوص معایب همسر جان نوشت؟؟؟؟!!!!!
گذشته ها - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
نشستم یه خورده ارشیوم روخوندم ۹۲ همین وقتا.خوبی وبدی خوشی وناخوشی میگذره وبعدش میگی یادش به خیر .این چند وقته یه وب دیگه ساختم .ولی اینجا رو بیشتر دوس دارم
قدر - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
xa0 از زمانی که مادر شدم فهمیدم ازپیش تو هیچ کس دست خالی برنمی گردد. ای مهربانتر از مادر باز منم ومهر تو
مهر امسال - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
امسال مهر وپاییز برای ما متفاوت بود مثل سالهای دور که خودم میرفتم مدرسه دانشگاه.امسال بوی ماه مهر دوباره توخونه ما پیچید. صبا جون ما کلاس اولی شد. مبارکت باشه شروع علم اموزی عزیزمادر.
این روزا - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
مطلب زیاد دارم بنویسم اما وقت نه. این روزا همه اش مابین خونه خودمون خونه خواهر جان در رفت وامدیم. روزایی که صبح زود باید اداره باشم از شب قبل اسباب کشی میکنیم خونه خواهرجان.وقتای دیگه هم صبح زود ومدرسه صبا و...حسابی کمبود خواب دارم.شبا دیر میخوابم وصبحا باید زود بیداربشم .تو روزم که فرصت خوابیدن نیس...
مهر - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 17:33
دوباره مهر داره میاد وکاروبار ما شلوغ میشه .بازم اداره ومدرسه صبا و...خوش گذشت تابستونی توخونه .از الان اضطراب اول مهرو دارم.خوش یودیم صبا مدرسه نمیرفت